۱۳۹۱ آذر ۷, سهشنبه
۱۳۹۱ آذر ۶, دوشنبه
۱۳۹۱ آذر ۵, یکشنبه
۱۳۹۱ آذر ۱, چهارشنبه
۱۳۹۱ آبان ۲۸, یکشنبه
۱۳۹۱ آبان ۲۶, جمعه
۱۳۹۱ آبان ۲۳, سهشنبه
۱۳۹۱ آبان ۲۲, دوشنبه
۱۳۹۱ آبان ۱۴, یکشنبه
۱۳۹۱ آبان ۸, دوشنبه
۱۳۹۱ مهر ۲۲, شنبه
۱۳۹۱ مهر ۱۹, چهارشنبه
۱۳۹۱ مهر ۱۸, سهشنبه
۱۳۹۱ مهر ۱۶, یکشنبه
۱۳۹۱ مهر ۱۳, پنجشنبه
۱۳۹۱ شهریور ۲۹, چهارشنبه
۱۳۹۱ شهریور ۲۶, یکشنبه
۱۳۹۱ شهریور ۱۹, یکشنبه
۱۳۹۱ شهریور ۱۰, جمعه
۱۳۹۱ شهریور ۶, دوشنبه
۱۳۹۱ مرداد ۳۱, سهشنبه
۱۳۹۱ مرداد ۳۰, دوشنبه
۱۳۹۱ مرداد ۱۸, چهارشنبه
۱۳۹۱ مرداد ۱۴, شنبه
۱۳۹۱ مرداد ۴, چهارشنبه
۱۳۹۱ مرداد ۱, یکشنبه
۱۳۹۱ تیر ۲۸, چهارشنبه
۱۳۹۱ تیر ۲۷, سهشنبه
۱۳۹۱ تیر ۲۶, دوشنبه
باران تویی
امروز بیشتر از 2 ساعت توی ترافیک بودم تا رسیدم به محل
کارم . ولی حتی توو دلم هم به زمین و زمان غر نزدم و بد بیراه نگفتم .
بارون میومد . نشسته بودم کنار شیشه تاکسی و به تنها چیزی که فکر میکردم و
می دیدیم آسمون ابری بود و قطره های بارون که ریز ریز میخورد توی صورتم .
یه و قتا هم اینجوری میشه :دی
یه و قتا هم اینجوری میشه :دی
بیست و شش تیر ماه نود و یک
۱۳۹۱ تیر ۲۳, جمعه
۱۳۹۱ تیر ۱۷, شنبه
بلدی در لحظه خوشبخت باشی ؟
من واسه این عکس خیلی حرف دارم . یه عالمه شعر دارم . یه عالمه نقطه . خط. بی فاصله . یه عالمه لبخند دارم و البته اشک . من واسه این عکس قصه دارم اما نوشتم و بستم دفترم رو . به جاش این تکه متن قشنگ رو میزام که خلاصه همه حرفای خودمه :
ميشود آدم گاهي در يك عصر نزديك به غروب ِ فصل گرما
زير ســايه درختـــان يك پيـــاده رو در خيابانهـــاي تهـــران
يا يك شهـر بزرگ، دست كسـي را كه دوست دارد بگيرد
و با او قدم بزند بدون آنكــه حواسش به سالهـا و روزهاي
گذشته ، و حتي فردا و روزهاي نيامده باشد.
آدم گاهي بايد در لحظه خوشبخت باشد بي آنكه حواسش
به خود ِ خوشبختي باشد. ( +)
۱۳۹۱ تیر ۷, چهارشنبه
۱۳۹۱ تیر ۴, یکشنبه
۱۳۹۱ خرداد ۲۲, دوشنبه
۱۳۹۱ خرداد ۱۷, چهارشنبه
۱۳۹۱ خرداد ۱۲, جمعه
۱۳۹۱ خرداد ۷, یکشنبه
۱۳۹۱ خرداد ۶, شنبه
۱۳۹۱ خرداد ۵, جمعه
۱۳۹۱ اردیبهشت ۳۰, شنبه
۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۶, سهشنبه
اشتراک در:
نظرات (Atom)







































