۱۳۹۱ شهریور ۲۶, یکشنبه

کسی نمی داند ... هیچ .

دانه میدهم گنجشك های صبحگاهی را
پشت پنجره ام ،
از خرده شعرهایی كه شب از دست های تو
میریزد بر بی خوابی ها
و بالش لبریز از امیدم !
...
" سید علی صالحی"

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر