نمایش پستها با برچسب بارون. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب بارون. نمایش همه پستها
۱۳۹۱ آبان ۲۳, سهشنبه
۱۳۹۱ آبان ۲۲, دوشنبه
۱۳۹۱ تیر ۲۶, دوشنبه
باران تویی
امروز بیشتر از 2 ساعت توی ترافیک بودم تا رسیدم به محل
کارم . ولی حتی توو دلم هم به زمین و زمان غر نزدم و بد بیراه نگفتم .
بارون میومد . نشسته بودم کنار شیشه تاکسی و به تنها چیزی که فکر میکردم و
می دیدیم آسمون ابری بود و قطره های بارون که ریز ریز میخورد توی صورتم .
یه و قتا هم اینجوری میشه :دی
یه و قتا هم اینجوری میشه :دی
بیست و شش تیر ماه نود و یک
اشتراک در:
پستها (Atom)
